ما شوخی شوخی لایك می نماییم، اینها جدی جدی پولدار می شوند!

ما شوخی شوخی لایك می نماییم، اینها جدی جدی پولدار می شوند!

سئو مئو: «خیلی هاتون هرروز بهم پیام می دید و هی می پرسید كه من ناخنامو كجا خوژمِل كردم. دیگه انقدر تعداد پیاماتون زیاد شده كه تصمیم گرفتم، صفحه ناخن كارمو براتون تگ كنم. شما هم برید اینجا كه ناخناتون مثل من خوژمِل بشه.»

این جملات چیست؟ اوج خلاقیت شاخ های اینستاگرامی برای تبلیغ یك محصول یا یك مؤسسه خدماتی كه مرزهای تبلیغات تجاری در رسانه ها را جا به جا كرده اند و هركس فقط یك گوشی هوشمند داشته باشد، می تواند با روشن كردن دوربین جلوی تلفن همراهش از این دست تبلیغات بسازد؛ تبلیغاتی كه حالا بعضی خانم ها خیلی علاقه به ایفای نقش در آنرا دارند؛ چون نه محدودیتی دارد و نه نیازی به تخصصی خاص است.

بخش زیادی از زندگی ما آدم ها كه در این دنیای مدرن زیست می نماییم، متأثر از پیام های تبلیغاتی است. پیام های تبلیغاتی در قالب های مختلف زندگی روزمره، مسائل كاری و حرفه ای ما را در بر می گیرند و آنچه در همه این سال ها مبحث تبلیغات در رسانه ها را به چالش می كشد، مسئله بازنمایی «زن» در آگهی ها و تبلیغات تجاری است.

زن ها در همه دوره ها در تبلیغات تجاری حضور داشته اند و در هر دوره ای با عنایت به وضعیت اجتماع، بازنمایی متفاوتی از چهره زنان به مخاطب عرضه شده است. نحوه استفاده از زنان در تبلیغات رسانه ای در همه كشورها یكسان نیست و به تناسب هنجارهای موجود در هر جامعه ای تغییر می كند اما آنچه مشخص است، این است كه از سال ۱۹۲۰ در نظام سرمایه داری برای فروش بیشتر كالاها از زنان در تبلیغات تجاری استفاده شد و خانم ها وسیله ای برای تزئین و فروش بهتر كالاها شدند و از سال ۱۹۶۰ به بعد كلیشه سازی زنان در آگهی ها رسماً شروع شد.

در ایران هم جایگاه زنان در تبلیغات صدا و سیما، كاملاً مبتنی بر موازین و مقررات شرعی است و رسانه ملی هم معمولاً سخت گیری های خاص خودش را در پخش چهره و پوشش بانوان در تبلیغات تجاری دارد. این سخت گیری ها هم به مراتب بیشتر از سخت گیری های مرسوم رسانه ملی در نمایش لباس و اندام بانوان در فیلم ها و سریال های تلویزیونی است اما همچنان جایگاه زنان در تبلیغات صدا و سیما پررنگ و در عین حال در سطح تبلیغ كالاهای خوردنی، بهداشتی و لوازم خانگی محدود شده است.

تبلیغات و آگهی ها علاوه بر صدا و سیما روی دیوارهای شهر، بیلبوردهای نصب شده در اتوبان ها و بزرگراه ها، پل های عابر پیاده، فروشگاه های زنجیره ای و مراكز خرید خودنمایی می كنند و همه این تبلیغات تحت تأثیر قوانین كشور هستند؛ قوانینی كه از نحوه پوشش تا چگونگی استفاده از موسیقی و لحن صحبت كردن بازیگر را در بر می گیرند.

آنچه مشخص است اینكه تبلیغات در هر جامعه ای تحت تأثیر فرهنگ آن جامعه است و از سوی دیگر فرهنگ ما هم با تبلیغات، دستخوش تغییراتی می شود كه گاهی مثبت و سازنده و بعضی وقت ها هم منفی و نگران كننده است. فرهنگ یك جامعه، شكل دهنده و جهت دهنده شیوه، رفتارها و ساختارهای تبلیغاتی در جامعه است و بایدها و نبایدهای تبلیغات را تبیین می كند. اما نبودن آگاهی های لازم در مورد فرهنگ و ابعاد مختلف آن در هر جامعه ای و همچون جامعه خودمان، سبب می شود تا تبلیغات به بیراهه هایی كشیده شوند كه نتیجه آن به بازتولید مبانی و الگوهای فكری و رفتاری غلط و مخدوش شود.

حالا فضای مجازی كار را راحت كرده است. آگهی دهنده فقط می خواهد دیده شود و نام برند تجاری اش را بر سر زبان ها بیندازد اما دیگر اینكه این تبلیغ چه از خروجی صدا و سیما باشد یا چه از زبان یك شاخ اینستاگرامی كه چند صدهزار دنبال كننده دارد و ویدئوهایش دست به دست می چرخد، تفاوتی نمی نماید. آنچه مهم می باشد بر سر زبان افتادن برند تجاری است.

اینستاگرام هم هم اكنون بهترین رسانه برای چنین تبلیغاتی است. هزینه تبلیغات در فضای مجازی بسیار پایین تر از تبلیغات در فضای رسمی است و هیچ محدودیتی ندارد. در فضای رسمی تبلیغات لوازم آرایشی، پوشاك خارجی، زیورآلات و … جایی ندارد اما در اینستاگرام می شود از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را تبلیغ كرد.

این تبلیغ ها اساساً طراحی حاصی ندارند. فقط اینفلوئنسر دوربین موبایلش را روشن می كند و با هر ظاهری كه دلش می خواهد، مقابل دوربین می نشیند و از خدمات بی نظیر آرایشگرش صحبت می كند یا چند ساندویچ را هم زمان می بلعد و از خدمات یك رستوران مشخص تعریف می كند؛ تبلیغاتی كه نه احتیاج به طراحی صحنه دارد و نه كارگردانی و تدوین می شود.

اما چه كسانی در این رقابت اینستاگرامی موفق ترند و می توانند آگهی بیشتری بگیرند؟ اساسا جوابش را می دانید؛ زنان جوانی كه چهره عجیب تری برای خودشان درست كرده اند، با ادبیات نامتعارفی صحبت می كنند یا بلدند برقصند و دابسمش درست كنند؛ تبلیغاتی كه شاید شما با دیدنش بگویید واقعاً چه كسی حاضر می شود به این اشخاص آگهی بدهد؟ اما واقعیت این است كه آگهی دهنده به هدف خود رسیده و به هر نحوی كه شده نام خودش را در ذهن شما حك كرده است. حالا چه شما از آن تبلیغ خوشتان آمده باشد و چه بعد از دیدن آن به نشانه تحقیر پوزخند زده باشید.

حالا مدتی است كه این تبلیغات از حالت آگهی تجاری درآمده و كاربران اینستاگرام هم برای سرگرمی به صاحبان این صفحه های عجیب سفارش تبریك تولد می دهند. نحوه سفارش تبریك تولد به این صورت است كه شما مبلغ ۱۵۰ هزار تومان مثلاً به صفحه «تیناجون» یا «آناجون» واریز می كنید تا تولد دوست شما را تبریك بگوید و «آناجون» هم بعد از دریافت فیش واریز شما دوربین موبایلش را روشن می كند و تولد عزیزانتان را تبریك می گوید و هر جمله مؤدبانه و غیر مودبانه ای كه شما دلتان بخواهد را در ویدئو بیان می كند. با اینكه كاربران شوخی شوخی این آگهی ها را سفارش می دهند اما «تیناجون» و «آناجون» جدی جدی پولدار می شوند.

قیمت تبلیغات اینستاگرامی با عنایت به تعداد دنبال كنندگان این صفحات از دو میلیون تومان تا ۵۰ میلیون تومان متفاوت می باشد. مثلا یك آقا پسر كه معمولا ویدئوهای طنز همراه با فحاشی منتشر می كند و در اغلب آنها هم روسری به سر دارد، برای هر تبلیغ به صورت پست، ۵۰ میلیون تومان و برای هر استوری مبلغی كمتر دریافت می كند. خانم دیگری هم كه تبلیغ آرایشگاه زنانه می كند، حدود ۴۰ میلیون تومان بابت هر تبلیغ می گیرد.

روند تبلیغات مجازی هم اكنون بگونه ای است كه به نظر می آید حتی شركت ها و نامهای تجاری بزرگ هم ترجیح می دهند كه برای معرفی خود به سمت تبلیغات نامتعارف اینستاگرامی بروند و تا می توانند از فضای رسمی فاصله بگیرند؛ آگهی هایی كه مشخص نیست مقرر است در آینده سر از كجا در بیاورند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *